شعر ومتن کردی و فارسی
![]()
قوم ماد در مناطق مختلف ایران، به ویژه در منطقه غرب پراكنده بود گستردگی قلمرو سكونت این قوم و تنوع اقلیم آن سبب شد كه مورخین برای تنظیم اقتصاد، معیشت و تطبیق فعالیتهای خود با آن، چند نوع تقویم را پدید آورند. در نواحی مرتفع شمالی تقویم شبانی بر مبنای محاسبات خورشیدی و در نواحی پستتر جنوبی تقویم زراعتی بر مبنای گردش ماه و طلوع ستاره سهیل به وجود آمد عشایر كوچرو، ییلاق و قشلاق خود را براساس فصل خورشیدی تنظیم میكردند. تقویم كردی از سال 612 قبل از میلاد شروع می شود . این همان سالیست كه سیا كسارس ( cvaxules ) فرزند بزرگ دیاكو اولین پادشاه امپراتوری ماد منطقه نینوا را اشغال كرد . و به وحشی گری امپراتوری آشوریان در سرزمین های تحت اشغال خودش خاتمه داد . اگر چه تاریخ شناس یونانی هرودوت كه انتقاد می كند از دیاكو پسر فرورتس ( phraovtes ) ( احتمالاً سال 715 قبل از میلاد )یا ایجاد پادشاهی مادها و تأسیس پایتخت آن در اكباتان ( همدان ) حدوداً قبل از سال 625 قبل از میلاد بود كه سیاكسارس موفق شد كه بسیاری از قبایل مادها را به یك پادشاهی متحد تبدیل كند . در سال 614 قبل از میلاد او آشور را دستگیر كرد و در سال 612 قبل از میلاد با اتحاد و كمك نبوچادنزار بابلیان فشارهای او بر نینوا بیشتر شد كه در نهایت منجر به خاتمه امپراتوری آشوریان شد . بعضی از تقویم های مذهبی كردی با وقایع مذهبی اصلی شروع می شوند . مثلاً تقویم سلطانی یارسان ( Yaresan ) با تولد سلطان سحاك در سال 1294 پس از میلاد بعنوان شروع این سال به كار می رود. تقویم ها ممكن است همچنین در سال 380 پس از میلاد شروع شوند سالی كه پایان آخرین پادشاهی كردی دوره كلاسیك را نشان می دهد ، افسانه كایوس یا ( سلسله كایو ساكان ). یك دورة هفت سالة دیگر به آن اضافه می شود كه ممكن است مربوط باشد به احترام دین كه در آن تعداد روز در ادیان بومی كردی وجود دارد و زمانی می باشد كه برای تجدید روح رهبران فوت شده مورد نیاز است در این نظام سال دو هزار پس از میلاد مساوی است با سال 1613 . این تقویم بنام تقویم كردی یا مادها نامیده می شود .
ادامه مطلب ...بروید............ ادامه مطلب ... دو شنبه 18 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 23:9 :: نويسنده : hevydar
ترجمه یکی از آهنگهای دکتر شوان پرورشوان پرور ( دنبال چی میگردی ) دختر کرد Li kolane bajare avrupa li kecek kurd rast hatim be xodi digeriya
در کوچه و پس کوچه های اروپا با یک دختر کرد روبرو شدم Bi dilgermi bervi min hat xuya bu li cara sere xo digeriya
با دلگرمی به سویم اومد و معلوم بود دنبال راه چاره ای برای خود میباشد Min go delale delale
گفتم ای ما ه چهره
Sirine hevale
ای دوست و خواهر
Be xodi be male
بی صاحب و بی خانه
Ci digeri
دنبال چی میگردی
Go lolo birawo em bi ber zolma baye res ketin iro welate durye va derketin
گفت ای برادر ، ما از ظلم طوفان سیاه فرار کردیم ،خودمان در وطن غریبه دیدیم
Weke min hezara hene be karo sermiya welate xeribye sermeze ketin
هزارن نفر مثل من هستند ، بی پول و سرمایه در وطن غریبه شرمنده شدند
Min go delale delale
گفتم ای ماه چهره
Sirine hevale
ای دوست و خواهر عزیز
Be xodi be male
بی صاحب و بی خونه
Ka beje ez cibikim
بگو من چکار کنم
Disa go lolo keko bele heq negotine welate meriya sirintire
باز هم گفت ای برادر ، آری راست گفتند. وطن خود آدم خیلی شیرین تره
Ger hindiki azadi hebya bircibuna walate me ter buna walate xelqe bi rumet tire
اگر کمی آزادی باشه ، گرسنگی وطن آدمی خیلی از سیر بودن وطن غریبه خیلی بهتر است
Min go delale delale گفتم ، ای خوب ماه چهره
Sirine hevale
ای دوست و خواهر عزیز
Be xodi be male
بی صاحب و بی خونه
Bele tu rast deji
آره تو راست میگی
Ka emji welate xo sen bikin
بیا ماهم وطن خود را گلستان کنیم
Welat azadiye
یک وطن آزاد داشته باشیم
دو شنبه 18 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 23:1 :: نويسنده : hevydar *** غرولند *** شعر «غرولند» داستان پسر بچهای کرد است که در میدان بزرگ شهر شام به واکس زدن مشغول است و از دیگران تقاضا میکند که کفشهایشان را واکس بزند، و هنگام غروب در حالیکه خسته و نا امید گشته، به فکر واکس زدن کفشهای خدا میافتد و با خود به زمزمه میپردازد... «ورته ورتێ» ئێواره بوو! حهمه بچکۆلی بۆیاخچی سهری ماندووی داخستبوو له سووچێکی گۆڕهپانه گهورهکهدا لهناوهندی دڵی شاما لهسهر کورسیه نزمهکهی خۆی دانیشتبوو پهیتا پهیتا وهکو فڵچهی نێوان دهستی جهستهی لهڕی رائهژهنی حهمه بچکۆلی ئاواره لهبهر خۆوه به ورته ورت ئهمهی ئهوت: تۆ بازرگان قاچت دانێ تۆ مامۆستا قاچت دانێ تۆ پارێزهر قاچت دانێ ئهفسهر، سهرباز، جاسووس، جهلاد کوڕی باشو ههرچیو پهرچی ههرههمووتان یهک لهدوای یهک قاچتان دانێن کهس نهماوه ههر خوا ماوه لهو دنیا دڵنیام ئهویش ئهنێرێ بهشوێن کوردێکدا پێڵاوهکهی بۆ بۆیاخ بکات رهنگه ئهو کوردهش ههر من بم ئای دایهی گیان ئهوه ئهبێت پێڵاوی خوا چهند گهوره بێت؟! ژماره چهند لهپێ بکات! ئای دایهی گیان ئهی بۆ پاره خوا چهند ئهدات؟! ئهبێت چهند بدات …! ********************************************************* برگردان شعر به فارسی: «غرولند » شامگاه بود محمد، پسر کوچولوی واکسی از فرط خستگی گردنش خم گشته بود در گوشهای از میدان بزرگ در مرکز شهر شام بر روی چهارپایهی کوچک خود نشسته بود و پی در پی مانند فرچه توی دستش اندام نحیف و لاغر خود را تکان میداد محمد کوچولوی بیخانمان با خود غرولند کنان این چنین میگفت: تو ای بازرگان پایت را بگذار تو ای استاد پایت را بگذار تو ای وکیل پایت را بگذار افسر، سرباز، جاسوس، جلاد پسر خوب و آدم بی سر و پا همگی یکی بعد از دیگری پایتان را بگذارید کسی نمانده تنها خدا مانده در آن دنیا هم مطمئنم او هم سراغ کردی را خواهد گرفت تا کفشهایش را واکس بزند! شاید آن کرد هم من باشم آخ ... مادر جان تو گویی که کفشهای خدا چقدر بزرگ است؟! شماره چند میپوشد؟! آخ مادر جان راستی برای دستمزد خدا چقدر میپردازد؟! باید چقدر بدهد...؟!!! دو شنبه 18 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 22:26 :: نويسنده : hevydar مم و زین، شاهنامه ادبیات کردی مم و زین، رمان عاشقانه احمد خانی، داستانی همچون “شیرین و فرهاد” و یا “لیلی و مجنون” است که در قرن هفدهم نوشته شده است. مم و زین بر اساس داستانی واقعی که حدود دو سده قبل از احمد خانی در کردستان ترکیه اتفاق افتاده، خلق شده است. دنگ بیژان آن داستان را در قالب ابیات آهنگین خواندند و سینه به سینه به دوران خانی رساندند. اما احمدخانی با چیرگی تمام سرنوشت آن دو دلداده را در رمانی ارزشمند ماندگار کرد. مم و زین خانی شاهکاری در ادبیات کردی است و بسیاری آن را شاهنامه کردی می دانند. منظومه مم و زین به بسیاری از زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است و ملتهای بسیاری این اثر ارزشمند را ستوده اند. شرق شناسان و ادیبان نامداری آن را به آلمانی و روسی و فرانسوی ترجمه کرده اند و بر آن نقدهای فراوانی نوشته اند. مارگارت رودینکو که آنرا درسال ۱۹۶۲ به روسی ترجمه کرده است، معتقد است مم و زین بزرگترین شاهکار ادبی دنیاست. او “مم و زین احمد خانی” را هم سنگ “شاهنامه فردوسی” و “ایلیاد و اودیسه هومر” می داند. مم و زین به کردی کرمانجی است اما استاد هژار مهابادی آنرا به کردی سورانی ترجمه کرده است. خلاصه داستان
مم و زین داستان دلداری و عشق است و به گفته خود خانی، داستان آزادی ملت کرد است. داستان حماسی خانی هر چند درونمایه ای گاه عرفانی دارد اما فرهنگ و اندیشه مردم کرد را تا انتها در خود دارد، گاه فاش و هویدا و گاه مرموز و در لفافه؛ از پس پرده خلوتگاه دختران زیبا روی کرد گرفته تا صحنه های رزم آوری و دلاوری مردان کرد. احمدخانی، آن شاعر بلند پایه و بزرگ با مم و زین در دل مردم کرد، همیشه جاوید است.
دو شنبه 18 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 20:30 :: نويسنده : hevydar
کاویس آقا نام اصلی او کاک ویس , و نام پدرش احمدآقا هرکیو مادرش لیلا بوده است کاویس آغا از عشیره ماله بشی بوده که در سال 1889 درروستای چارچه لی هرکیان متولد شده است در حالی که بعضی ها معتقدند که او اهل روستای شاخکان در منطقه شهر موصل می باشد .و یا اینکه هرکی های شهرستان ارومیه آنرا قبول نداشته و کاویس آغا را اهل دشت بیل ( مابین ارومیه و اشنویه ) می دانند .
با این وجود کاویس آغا هنرمندی محبوب برای همه کردها است ودارای ذوق هنری وافر , صدای زیبا و دلنشین بوده و دنگ بیژی بی همتا میباشد. او توانست داستانها و قصه های مردم خویش به صورت لاوک و لاوژه جمع آوری وبا صدای قشنگ و دلنشین خویش سروده و برای همیشه به یادگار بگذارد . کاویس آغا در دوران کودکی پدرش را از دست داد پس از مرگ جانگداز پدر به ناچار به رواندز کوچ ودر آنجا به شغل چوپانی رو آورد .کاووس در دشت و کوههای زیبای کردستان با آواز دلنشین بلبلان و آب رودخانه های خروشان همراه با شمشال چوپانی از طبیعت زیبای میهنش الهام گرفت وبه دنگ بیژی محبوب و مشهور تبدیل شد . پس از اشغال رواندز از سوی روس ها به شقلاوه رفت وبرای همیشه در آنجا سکنی گزید . لاوک های کاویس آغا از زیبائی خاصی برخوردار و مورد علاقه خاص و عام بوده و بصورت گنجینه ای در میان مردم به یادگار مانده است .
کاویس آغا سرانجام در سال 1936 در روستای ( هه رشه م ) چشم از دنیای فانی بر بست و در همانجا به خاک سپرده شد .
مهمترین آثار او عبارتند از : چه می چه ته لی ( خالو ) – گنج خلیل – شیخی برا – کورمام - نه مان - نه مایی - زالم - به ژنا بلند - جانی - گولان - های لی
یک شنبه 17 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 17:35 :: نويسنده : hevydar آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |